ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگه....

زندگی کردن دل شیر می خواهد....انگار که پرت شده ای به یک میدان پر از حادثه.....میان لحظه هایی پر از اضطراب از دست دادن.....

زندگی کردن جرئت می خواهد.....فکر بی تو زنده ماندن.... بی تو نفس کشیدن در این دنیا وحشت زده ام می کند....

معلمم می گوید قدر نفسهایتان را بدانید...  هر انسانی یک تعداد معینی دم و بازدم دارد که سرنوشت برایش تعیین کرده است.....

کاش سهم ریه هایت بیشتر از من باشد....حتی اگر یک نفس

/ 15 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

کاش سهم نفسهایمان آنقدر بالا باشد که نفس در کاشهای ما بی تاثیر باشد می شود با نفس در آغوش کشید، غصه های دنیا را خیالی نیست

زخمی

خیلی وحشتناک است چیزی که نوشتی اصلا بهش فک نمی کنم و هر وقت که فکر کردم با تمام وجود اشک ریختم

محمد

راست می گوید، وقتی نفس ها به شماره می افتد، می فهمیم آنهمه نفس که هیچکدامشان را نمی فهمیدی، یعنی چه...

H.k

سلام... درسته حق با شماست. به نظر من اون کسی که می گه من از مرگ نمی ترسم شجاع نیست اونی شجاعه که از دل تنگی... استرس و غم و هزار جور کوفت زهر مار این زندگی نترسه یا حدا قل همت به عبور ازشان ببنده...

گندم

سلام خاتون بارها گفته امت، تو نفسم هستی . تو را هر لحظه با شعف داخل زندگیم می کشم .نه فکر نمی کنم . اگر فکر بی نفسیم را کنم دیوانه میشوم . مگر می شود تو نباشی و من ..... نه نمی شود.نمی شود.

مونا

انشالله به هم برسید

یاس

تو باش تا من باشم . . .

نگار

و من هر روز فکر میکنم چه قدر این نفس ها زیادند و اینکه چرا زودتر تمام نمیشوند؟ کاش ریه هایم دست از پرشدن برمیداشت....

فرنوش

احساسی ترسی که خیلی تجربه اش کردم ترس از دست دادن آدمایی که دوسشون دارم[ناراحت][گل]

رکسانا

زیبا مینویسی با اجازه لینکت کردم