من نیازم تو رو هر روز دیدنه

تو باشی و مخمل نگاهت

من باشم و غرق شدن توی دریای چشات

تو باشی و یه آغوش امن به اندازه تن من

من باشم و میل به بوسیده شدن

تو باشی و شب باشه و سکوت

من باشم و یه راه و یه سفر

تو باشی و عشق و زندگی و میل به فردا

من باشم و تو با یه سقف.....

 

و دیگه هیچی نباشه...هیچی

/ 9 نظر / 68 بازدید
سوگل

عجب دل سر به هوایی ..

محمد

عــالی بود، امیدوارم چنین اتفاقی بیافتد...

فرناز

من موندم ما واسه چی میریم اینطور دکتر مهندس میشیم با این درونی که اینقدر تشنه زنانگیه....منم همینو میخوام خو.....

تنها

عشق زیباترین چیز است در تمام هستی خواندن عشق زیباترین خواندنهاست شادی بودنش برای دیگران هم انسان را به اوج می برد، اوج اوج اوج سرور و مستی روح همیشه باد عشقت

محکوم

تو باشی و اغوش من حتی خدا را هم راه نمی دهم تنها حضور تو کافی ست

مونا

نمی دونم چرا خانم ها اینقدر به سفر علاقه دارند.

ماشا

همراه من باش ! شب درازی پیش روست همسفر ! يلدا مبارك.....

artemis

سلام 2سالی میشه وبلاگت رو میخونم سایه جان...گهگاهی هم کامنت میذاشتم از همون موقع ها که خودم وبلاگ نداشتم و درگیر کنکور و انتخاب رشته بودم...نوشته هاتو دنبال میکردم...اونموقع وقتی از عشقی که ترکت کرده بود می نوشتی تحت تاثیر قرار میگرفتم غمگین میشدم و حتی اشک میریختم اما درک نمی کردم...اما الان خودم دانشجوی پزشکی سال 2 هستم...منی که اصلا اهل احساسات و عشق و دوست داشتن نبودم چه ها که به سرم نیومده...تنهام گذاشت...رفت...رفت انگلیس دنبال عشق پرواز...رفت که خلبان بشه بعدم منو ببره پیش خودش...سایه جان دارم دااغون میشم تو این مدت چه ها که بر من نگذشت...الان قط دلم میخواد دلیل جدایی شما رو بدونم اگه ممکنه برام مهمه...آخه چرا؟

هوار

من و تو که باشیم یعنی همه ی دنیا