unforgiven

بعضی ها می گویند باید انتقام گرفت...نباید در مقابل کاری که به ناحق در قبالت انجام داده اند سکوت کرد....می گویند اگر در جامعه ای زندگی می کنی که نام اسلام را با خود یدک می کشد پس حق داری قصاص کنی....مگر نه اینکه قاتل علی رو چنان ضربت زدند که او در محراب زده بود و مگر نه اینکه محمد نشست بر منبر و اجازه داد که بر او چوبدست بزنند...مگر می شود کتابی رو قبول داشت و به آن ایمان آورد و آیات مربوط به قصاصش رو قبول نداشت همانجا که می گوید خون در برابر خون....و چشم در برابر چشم ...همان کتابی که در آن به مرد مسلمان اجازه گرفتن چهار زن عقدی می دهد ....همان کتابی که زنی که تمکین نمی کند رو ناشزه می خواند و به مردش اجازه کتک زدن او را می دهد و دیه زن را نصف مرد می داند همچنان که ارثش را...می گویند نباید بخشید نه فقط برای مجازات یک شخص که برای مجازات یک جامعه...برای تسکین زخمهایی که شاید تا ابد باز بمانند و دردناک...برای کسانی که ممکن است بعدها قربانی شوند و دچار همین زخمها و تردیدها....

بعضی ها می گویند باید بخشید....می گویند انتقام و مجازات نتیجه ای جز یک تلخی بی پایان ندارد و اگر ببخشی راحتتر تسکین می دهی زخمهایت را....خشونت راهی برای آرامش روحت نیست که بعد انتقام است که می فهمی نه تنها رها نشدی که دیگر انگیزه ای برای تسکین خودت نداری....می گویند بخشیدن دل بزرگ می خواهد و سعه صدر و هر کسی این را ندارد و اگر بخشیدی توان این رو داری که به آرامش برسی.....

آمنه بهرامی بخشید وقتی می توانست قصاص کند ...وقتی می توانست چشمهای کسی رو ازش بگیرد به ازای چشمهایش که برای همیشه رو به زیباییهای دنیا بسته شد...به ازای زندگی اش و چهره اش که برای همیشه عوض شد  که شاید تنها موهبتش این است که هرگز خودش چهره اش رو بعد از این اتفاق نمی بیند....نمی دانم آمنه کار درستی کرد یا نه...نمی دانم چرا بخشید...به خاطر دل بخشنده اش و رسیدن به آرامش و یا به خاطر حقوق بشر و یا هر چیز دیگر..نمی دانم اگر کس دیگری جای او بود چه می کرد... ولی او بخشید در حالیکه عدالت جای دیگری دور از این کره خاکی زندگی می کند....

/ 54 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار

نه بحث سر كور كردن نبود سر نوع كور كردن بود، با بي هوشي و دو قطره اسيد اون شكنجه اي كه آمنه متحمل شده بود رو نمي شه باز پس داد...

273-

ممنوووون از جوابتان... [لبخند]شما به دلیل قرار گرفتن در شغلی که دارید بدی های جامعه و درد ها را بیشتر درک می کنید ولی حجم این درد ها در واحد زمان برای شما بسیار زیاد است پس شما کژی ها و زشتی ها را هم بیشتر مشاهده می کنید که البته نمی تواند میانگین واقعی از جامعه باشد...در مورد مشکلاتی مثل حضانت و .. هم باید گفت که قانون هیچ گاه و در هیچ زمان و و مکانی نمی تواند همه را راضی نگاه دارد ... چون نمی تواند مشکلات اخلاقی -اجتماعی و فرهنگی وو.. تک تک افراد جامعه را با هم ببیند.. مثلاَ مادری که همسرش معتاد است و حضانت بچه را می خواهد حتماَ نمی توان گفت که حق می گوید و یا شوهرش حتماَ لیاقت بچه داری ندارد و یا برعکس و آیا بچه دلش می خواهد پیش کدام یک زندگی کند و آیا تمکن مالی دارند.. ندارند.. اینجاست که ملاک را باید یک قانون واحد بگیریم که مطابق با فطرت انسان هاست نه تغییراتی که ممکن است در هر آدمی و در هر زمان متفاوت باشد. اونوقت باید هر سال قانون رو عوض کرد..[ابرو] راستی مدرکم هم ربطی به بحثمون نداره!![متفکر][چشمک]

پری گلی

بله.خب.من عمیقا و قاطعانه با قصاص مخالفم.چون عین وحشی گریه. شاید اگر قوانین درست درمونی داشتیم کسی مجبور نبود به خاطر رافت یا هر چیز دیگه یی از حقش بگذره. بله.عدالت در جایی دور از این کره ی خاکی زندگی می کنه.

273-

من هم نظرم همینه و کامنتم هم سعی در نتیجه گیری داشت..

آرش

يا الله يا الله ما برگشتيم (البت دس پا شيكسته!) [نیشخند] آقاجون چه خبره اينجا؟!! اين 000 بلاگرفته افتاده به جون دوستاي من آره؟! 000 نفرينت ميكنما!!! [پلک] بيا برو با همسن خودت بازي كن قربونت برم عزيزم ... اِ ببين ... 892 و 666 دارن ميرن قاقاليلي بخرن ميگن 000 هم بياد!! بدو بدو ..الان ميرنا!! [نیشخند] علي آقا نكن ديگه نوكرتم ...آقاجون ما آردمونُ بيختيم و الكمونُ آويختيم پسرجون... خسته ايم واقعاً هممون ازين بحثاي تكراري كه واقعيتش اظهرُ من الشمسِ براي اوني كه تشنه حقيقت و انسانيته و بطلانش براي درگير و گرفتار ژن x و y اثبات شده!! ... ببين يه وقتي كليسا به گاليله گفت اگه نگي خورشيد دور زمين ميچرخه ميسوزونيمت!! گاليله گفت باشه من قبول ميكنم كه اشتباه كردم!! ولي تو دلش ميدونست كه حق با كيه! الان مام ميدونيم كه حق با كي بود ولي بعد از گذشت يه مدت طولاني!! ميخوام بگم زمان خودش مشكل رو حل ميكنه و بالاخره معلوم ميشه كه حق با كيه. فقط انسان ازين ناراحت ميشه كه چرا بايد اين زمان طولاني بگذره تا مغز يه عده به تكامل نسبي برسه تا بتونن از خرافه و دور باطلي كه درش قرار دارن بيان بيرون... ماها به خدا از شماها خسته ايم 000

273-

آرش جان.. همین حرفارو منم می خواستم بگم... چه جالب نظراتمون خیلی به هم نزدیکه نه!!؟[چشمک] دعا می کنم گردنت هم بشکنه..!![نیشخند] نه شوخی کردم ! چیکار داری جوون مردم شاخ شمشاد.. عرق بیدمشک..قند و نبات.. ابـــــله!! [خنده][گل] خیلی غصه نخور شیرت خشک میشه... دهن روزه..!!

آرش

بيخيال سايه ...[نیشخند] ولش كن بزار پاچه منو بگيره دوستامو ول كنه!!! [چشمک] بعدشم صفر جان فدات شم تا شماها هستين شير ما خشك نميشه!! [چشمک] اوا!! حرف بد زدم روزم باطل شد!! [پلک][زبان] سايه اين رواني دوستمه عزيزم يكم خنگه ولي خوب ديگه خلقت خدا آدم نميتونه ايراد بگيره ديگه گناهم داره طفلك!! هرچي گفت تو چيزي نگو عزيزم... اوهوي بچه جون!! صفرعلي... بدو بيا خونه اينقد خونه نامحرما نرو ميدم سر در فيضيه آويزونت كننا!! بي حيا!! دهن به دهن دختر نامحرم ميزاري؟! فك كردي چون نميبينيش حلاله!!؟ امان از دست واعظانه كاين جلوه بر محراب و منبر!! [پلک]

273-

سایه خانم... کِی توهین کردم؟؟!! منظورت اون ابله!! بود؟! قهوه تلخ نگاه نمیکنی؟! خلاصه هم تو هم آرش که الحمدلله سالمید برای ما خل و چلا دعا کنید.. خدا دعای بچه رو زودتر مستجاب میکنه!![تایید]

علی

چند تا پستی که نخونده بودم رو خوندم. از جمله این. کامنت هاش رو هم خوندم. بحث جالبی بود. ممنون ازتون سایه خانم[قلب]

فرناز

سلام.این پستتون رو دوست داشتم.من راجع به پسر ناصر محمد خانی توی بلاگم متن کوتاهی نوشتم به اسم (همدردی مایوس کننده ای برای پسر محمد خانی) شاید اگر اون نوشته رو بخوونید فکر کنید که قصاص در جاهای مختلف نتایج مختلفی داره.خوشحال می شم بخوونید و نظرتون رو برام بنویسید.