برای لمس تن عشق,کسی باید, باشه باید...

می توانست بگوید نرو...می توانست بگوید بدون تو نمی شود...بگوید ارزش مبارزه را برایش دارم...بگوید که زندگی یکبار است و این یکبار را با من می خواهد...می توانست...

به جایش فقط گفت هرجور مایلی....

/ 9 نظر / 39 بازدید
تنها

اصرار بر احساس کار ساده ای نیست بزرگترین مبارزه ای است که هر انسانی می تواند در زندگی داشته باشد...بزرگترین تلاش برای هر انسانی اگر کسی نتوانست صرفا عدم برتری است نه ضعف البته از دیدگاهی دیگر...باید دید چه در ذهن طرف بوده..شاید بزرگترین قدمش در این احساس را مختار کردن می دانست..شاید خواسته فداکاری کند اگر نتوانسته مبارزه کند رفتنش منفعت طرفین است اگر خواسته فداکاری کند خواستنش منفعت دو طرف و گره کار در سخن گفتن بی پرده است...بدون محدودیتهای مجازی بی فایده ایجاد شده...بدون غرور و ترس از هرچیز...به شفافیت حسی که در درون هرکسی است

سوگل

خب وقتی نگته ، یعنی این چیزایی که گفتی فقط از ذهن تو عبور کرده نه اون ! پس تو هم هرجور مایلی رفتار کن !

یاس

نگفت!!!!!!!!!!! خب حتما ببخشیدا البته لایق شما نبوده

فرناز

وای سایه این مردها این مردها چرا ما را هم مثل خودشان می بینند...چزا نیم فهمند که میخواهیم بشنویم که بگویند نرو بمان... سایه من می فهممت

محمد

با نظر تنها موافقم، شاید نظرش احترام به تصمیم تو بوده است، شاید موقع رفتن نرسیده بود و هنوز با خودش به نتیجه نرسیده بود و شاید حرف های فرناز درست بوده باشه و یا شاید هم نمی خواست...بهتر است با خودش گفت و جواب گرفت و به این شایدها تکیه نکرد که همه ی عمر شاید می شود،،،،

y

salam khub hastin? begaam hame harfato mifahmam bavar mikonii? vaghean kheili bade adam un chizio ke mikhad nage va ye chize dg bege baad koli narahato hers bokhore ke chera nagofte nemidunam vali manam dust daram hamishe harfe delamo begam[لبخند]

سایه

من فکر می کنم اگر عاشق بود نمی گذاشت به این راحتی بری .. می گفت بمون !..

مونا

من هم این سوال برایم ایجاد شده که در چنین مواقعی چه باید کرد؟ از روی خودخواهی بر خواسته اصرار کرد یا به خاطر دوست داشتن طرف مقابل به نظر او احترام گذاشت ورفت؟ من که نفهمیدم کی ناز می کنند و کی نظر واقعیشان است؟

محکوم

لبخند میزنم. لبخندی تلخ از سر یاداوری خاطراتی تلخ . تلخ چون قرابه ی زهر