جهان

خوابش رو دیدم‌‌....نمی دانم الان کجاست ولی در خواب کنارم بود به همان اندازه لطیف و خواستنی که در بیداری می شناسمش ....فرقش؟ امن بودم درخواب و اضطراب از دست دادنش را نداشتم ...
بیدارکه شدم زمانم را و مکانم را از دست داده بودم

پ.ن: سالها رو شمردم شش سال شد که ندیدمت 

پ.ن۲: کلمات در سرم می لولند...نمی توانم به صفحه بکشانمشان...

/ 2 نظر / 203 بازدید
ماشا

کی بی گه دوئا دویریمو کردی؟ سلام گرامی.. بعد از دوره ای دوری و دلتنگی اینک با یک غزل و چند دو بیتی لکی به روزم و چشم به راه قدمانت..

یک بانو

سلام چه نثر جالبی دارین شما. چند تا از پستا تو خوندم .موفق باشی