گیج مبهوت بین بودن و نبودن

قسمت بود که اونشب تو تنهای تنها مسافر اون جاده تاریک شی

قسمت بود که جاده تو را در آن شب تاریک نبلعد.... که تا لب مرگ بروی ولی به من باز گردی

قسمت بود که اولین صدای گریه اش رو در راه بشنوی که صدایش بیامیزد با هق هق خودت

قسمت بود که برسی...که ببینمت....که باز با تو باشم

خدا خواست که بابای جوجه  زودرس من بمانی....خدا خواست که باهم بزرگش کنیم

/ 8 نظر / 87 بازدید
فری

زنده باشید و سرحال. سرزنده و شاد و شاداب. تا ابدیت وجودتان. خدا خیلی مهربان است :)

مهدی

سلام خانم دکتر شما که به شعور ادما احترام میزاری یه خواهش دارم ازتون خواهشا" تو جواب دادن کامنتاتون انصاف را رعایت کنید فک نکنم به قول شما شهریا انقدی که ادعا دارید از روستایی ها با فرهنگ تر باشید. با آرزوی موفقیت وتندرستی

گندم

سلام خاتون اول از همه قدم تازه رسیدتون مبارک.شادباش داره واقعا". امیدوارم قدمش براتون خیر باشه که مبارکی قدمش رفع بلای پدرش بوده ظاهرا".براتون سلامت و شادی آرزو می کنم و امیدوارم دلتون همیشه عاشق و شیفته کنارهمراهی عضوجدید عجولتون باقی و پایدار بمونه عزیزم.

محکوم

سایه جان تولد فرشته کوچولوت رو تبریک می گم و بهترینها رو برای تو و خونواده ات آرزو دارم. کنار هم خوش و سلامت باشید

دکتر نگار

تولد کوچولوی نازت مبارک باشه.[بغل] خدا پدر و مادرش رو براش حفظ کنه[گل]

ایکاروس

سلام داشتم توی گوگل نام دکتر بقراطیان را جستجو می‌کردم که آمدم اینجا و به اندازه هفت سال و نیم ماندم . می‌ترسم باز هم برای رسیدن به حقیقت پر بسوزانم. قدم نورسیده مبارک

ماشا

سلام ستینم.... دیمه خاو دالی نویشتویر مه یم.... خوابی دیده ام.شوئی شبم را پریشان کرده است.کابوسی در بیداری.. واتوره با کابوس به روز است و چشم به راه نقد و نظرت.