نامتعادلانه

بعضی وقتها با خودم فکر می کنم اینجا رو برای چی باز کردم...بعد یاد وبلاگ یکی از دوستهام میفتم که خوندن وبلاگش باعث شد که تصمیم بگیرم اینجا رو باز کنم.. گفتم اینجا شاید جایی باشد برای خودم.... برای نوشتن از حرفهای هیج و نوشتن نگفته هام و به واژه کشیدن لحظه هایی که برام عزیزه و شور انگیز...گفتم این صفحه سفید شاید جایی باشه که بتونم فارغ از همه قضاوتها, از سایه ای که در من زندگی می کنه  بنویسم...خوب می دانید نوشتن توی کاغذ پاره ها هم دردسرهای خودش رو داره... و گفتم شاید اینجا راحت تر بنویسم ... همراه با نگاههای ناشناسی که روی نوشته های من می لغزند بدون اینکه من رو بشناسند و اهمیت بدهند که در موردم قضاوت کنند....

خوب می دانید وبلاگ من نه مثل بعضی وبلاگها هدف خاصی رو دنبال می کند و نه قرار است که با نوشتنم سرنوشت دنیا یا کشورم و یا فرهنگها رو عوض کنم و نه بلدم شعر بگویم که خواجه شیراز انگشت به دهان قافیه و وزن شعرهایم بماند...نه قصه بلدم بنویسم و نه طنز پردازم  و نه برای سرگرمی دیگران می نویسم...هر چه می نویسم نگفته هایم است چه در قالب خاطراتم و چه در قالب دلنوشته ها ..حالا چه در نظر بعضی غمناک و تلخ بیاد و چه بغض آلود و بی معنی...

اینجا دوستان زیادی پیدا کردم که حضورشون در وبلاگم و دنبال کردن نوشته هام دلگرمم می کنه ولی سخت است که گاهی ازم می خواهند که خودم نباشم...سخته که بدون اینکه من رو بشناسند در موردم به قضاوت می نشینند و از من می خواهند که اینجور بنویسم یا اونجور ننویسم.... اگر اختیار این صفحه سفیدم رو نداشته باشم پس بهتر که دوباره به دامن کاغذها و خودکارهایم پناه ببرم... 

پ.ن:این یه پست ننه من غریبم نیست که من بگویم می خواهم ننویسم و شما دوستان بیایید و بگویید که نرو و و از این حرفها... تریپ رفتن برنداشته ام که بگویم می خواهم بروم...  ولی خوب این روزها زیاد راجع بهش فکر می کنم و نمی دونم می تونم دوباره اینجا راحت بنویسم یا نه....یه حس غریزی است شاید خودتان هم تجربه اش کرده اید

 

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهربون

من که تا حالا هر چی و هر جور نوشتی از نوشته هات خوشم اومده به نظر بقیه کار نداشته باش راه خودت رو ادامه بده

گندم

سلام عزیزم . چرا اینهمه دلخور؟چه اهمیتی داره که بقیه در مورد دلنوشته هات چی فکر می کنن یا چه نظری می دن منظورم این نیست که اهمیت ندارن ولی ،مهمتر از چی فکر کردن بقیه، این مهمه که خودت چی می خوای و چی فکر می کنی .وقتی نوشتن برات زدن حرف دله و زدن حرف دل برات آرامش می یاره بنویس ..فقط بنویس. یادت باشه مهمتر از همه کس خودت و خودت هستی بعد از فکر کردن به خودت به بقیه فکر کن نازینینم.

محسن کاکی

من گرفتم چی شد چون لاله می مبین و قدح در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم

بلانش

به این چیزا فکر نکن سایه اونوخ میشه یه خل مشنگ مث من که تکلیفش با هیچی روشن نیس

مهشید اخوان

(¯`'•.¸(¯`'•.¸, ----------------------------------- , .•'´¯) .•'´¯) (¯`'•.¸(¯`'•.¸««««««««««««»»»»»»»»»»»¸.•'´¯).•'´¯) --==>>>---> ×× آپم.تشریف بیارین××<---<<<==-- (_¸.•'´(_¸.•'´««««««««««««»»»»»»»»»»»`'•¸_)'•.¸_) (_¸.•'´(_¸.•'´----------------------------------- `'•.¸_)`'•.¸_) `*•.¸¸.•*´ `*•.¸¸.•*´ `*•.¸¸.•*´ `*•.¸¸.•*´ ___$$$$$$$$______$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ___

رها(هنوز هم ... )

[گل]

مهرنوش

وبلاگ نوشتن دقیقا همون ارضای نیاز هاییه که گفتی..ما نسلی هستیم که هی بهمون گفتن تو ساکت باش, تو هیچی نگو اما نتونستن جلوی فکر کردنمون رو بگیرن, ما وبلاگ داریم تا یادمون نره و یادشون نره حتی اتفاقات کوچیک زندگی, نیاز به ساعت ها فکر دارن..وبلاگت, خودت, حرفات و خلاصه اینجا که مااال توئه برای من یکی که خیلی عزیزه.

lone

انگار همه ی وبلاگ نویس ها یا جاشون توی دنیای حقیقی کمه یا دنبال یه چیزی یا شاید خودشون توی یه دنیای مجازی میگردن یه نیاز یا یه محل ارامش یا بیرون ریختن دردها یا پیدا کردن یه راه یا هرچی[نیشخند] مهم اینه که یه فرقی بین ما با اونایی که نمینویسن هست که اگه فهمیدی چیه و اگه فهمیدی چی نوشتم الان به خودمم بگو هی خواستم خلاصه کنم خودمم نفهمیدمش[زبان] بهر حال تو مجبور نیستی واسه نوشتن از کسی خط بگیری do as u like

عبدالناصر دل شكسته! 09353979007

شبكه خبر،پرس تي وي،آي آر آي،فاكس نيوز،الجزيره،سي ان ان،العربيه همه تائيد كردند كه وبلا گ عالی داری:! 

غير از دلي نازك چو گل ياس ندارم/ جز يك دل بي كينه پر احساس ندارم/ با سنگ جفا اين دل نازك مشكن كه / در سينه خود من دل زاپاس ندارم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

پرستو

آره حق داری.... منم به همچین نتیجه ای رسیدم.ولی بی خیال بنویس به هیچی فکر نکن.. هرچه دله تنگت می خواهد بگو[ماچ][گل]