virgin

از در که اومد تو به خودش می پیچید و ناله می کرد... دو تا خانوم با چادر عربی کشون کشون آوردنش تو اورژانس و رو یکی از تخت ها خوابید...رفتم بالا سرش... دختری بود شاید ١۵ ساله که اورژانس رو سرش گذاشته بود و بهم اجازه معاینه نمی داد...با دیدن شکم بر آمده اش پرسیدم:حامله ای؟

خانومی که همراهش بود و بهدا فهمیدم مادر دختره بهم توپید که: خانوم , دخترم باکره است... حامله چیه؟

 از شانس بد اون روز سونو گرافی نداشتیم ...براش آزمایش خون و ادرار نوشتم ولی مادرش اومد و گفت که نمی تونه ادرار کنه... گفتم اشکالی نداره با سوند ازش می گیریم... مادر بازم مخالفت کرد: خانوم دکتر, نمیشه سوند نگذارید...آخه بکارتش... براش توضیح دادم که ربطی به بکارتش نداره و خودش هم می تونه بیاد کنارمون وایسه... گفت که باید از پدرش اجازه بگیره...

بالاخره پدر هم اجاز داد و دختر رو کشون کشون بردیم به اتاق تزریقات...پرستار لباس دخترک رو درآورد و وقتی خواست محل سوند رو استریل کنه...

نمی تونستیم دوتامون باور کنیم ...منو پرستار فقط به هم نگاه می کردیم ... محل بکارت دختر سر جنین دیده می شد و دیگر هیچ... جنینی که آماده بود تبدیل به نوزاد شود... کمتر از ده دقیقه طول کشید تا دخترک, نوزادی سالم رو تحویل دنیا داد ... دختری از یک مادر پانزده ساله عرب, که تا لحظاتی پیش باکره بود...

                  

                 

                

 

پ.ن:هیچ وقت نفهمیدم مادر دختر می دونست که دخترش حامله بود یا نه... چون عکس العملش بعد از به دنیا آمدن بچه دیدنی بود...

/ 39 نظر / 172 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کلاغ سپید

من پست های خوب رو برای مامانم باز میذارم تا ببینه( البته نمیدونه من کدوم جونوری ام!! توی این کامنت ها) وقتی اینو خوند دقیقا همینو گفت و بعدش هم گفت بقیه اش هم داستان قدیمی و تکراری همه آدما..این مریم خانوم ما اصولا آدمی نیس که اظهار نظر کنه.

مجتبی

غم انگیزه، وقتی غریزه .... و بعضی گوشه ها بعضی آدمها نمیفهمند...

شادمهر

سلام واقعا جالب بود. به وب لاگه من هم سر بزن خوشحال میشم اگه اومدی معرفی کن تا بفهمم www.30jey.blogfa.com

آنا

ووووووووویییییییی اینا چه عکسای وحشتناکین [اضطراب] من تا حالا زایمان طبیعی رو ندیده بودم. آخه چرا خدا با زن همچین کاری کرده؟ آخر هم میگن زن جنس ضعیفه. کدوم مردی میتونه درد زایمان رو تحمل کنه. [کلافه]

رویا

سلام خسته نباشین میگم اگه بکارت ناخواسته و بدون رابطه پاره بشه دختر باکره هست یا نه؟

مریلا

کثافت این چه عکسیه گذاشتی

ഇܓĿĀƉȲ ₦ĀƵĪܓఞ

سلام دوست خوبم من از وبلاگت مخصوصا این پستت خوشم اومد جالب بود اما تاسف برانگیز ، شاید باورت نشه اما من واسه همسر آینده ام شرط گذاشتم که تا آخر عمر میخوام باکره بمونم و اون طفلی هم قبول کرده و تعهد داده تا خودم نخوام بهم دست نمیزنه دوست عزیز اگه میشه منو با اسم مجله اینترنتی فرشتگان لینک کن منم شمارو لینک کردم سپاسگذارم[گل]

مریم

سلام عزیزم.آخی برای اون بچه ولی برای مادرش آه که چه اشتباهی کرده یعنی خدا میبخشه یا ... اون بچه گناه داره ها. وبلاگتون قشنگه دستتون درد نکنه[گل][گل]

مهدی

با سلام به سایه خانم اول تبریک بخاطر تسخیر دنیای زیر پایت دوم ااینکه اصلا" قصد آزرده کردن خاطره شما رو نداشتم شایدم ازرده نشه به هر حال نظرتون برای ما محترمه ولی من باب یادآوری خواستم بگم فک نکنم فساد و فحشایی که تو کلانشهرهای ما هست تو دهات و روستا باشه ولی به قول مامانم میگه بعد از سال سی دندون به کرسی این اتفاق افتاد و قسمت شما شد. از خصوصیات اینجانب جویا شدین به مرحمت شما خوبه داشتم تو اینترنت مطلبی رو سرچ می کردم اتفاقی به وب پر محتواتون کشیده شدم (آیا منظور شما این بود؟: مایه حیات/ آب به ترکی چی میشه: سو/ اگر امکان دارد آن را به فارسی ایمیل کنیدprivate-note.persianblog.irprivate-note.persianblog.ir/comments/300668/5701471) نتیجه سرچم جهت تصدیق کلام ولی وقتی همونجا پاسخ شما به یکی از کامنتها رو دیدم خیلی ناراحت شدم (پاسخ: می دونم باور کردنش سخته.. ولی باور کن عین حقیقته...اکثر اینها مال روستاهایی هستن که به شدت سطح فرهنگ پایین دارند.. تا نبینی باور نمی کنی.. حق می دم بهت..... سایه - ٢/۸/۱۳۸٩ - ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ)مربوط به پست (virgin نویسنده : سایه - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٦ خاطره، زندگی)

آتنا

سلام منم مامایی میخونم از این موارد واسه من هم پیش اومده