عروسی پری

جمعه عروسی پری بود. مطمئن نبودم که می تونم برم یا نه. واسه همین بهش قول ندادم ولی احساس کردم پشت تلفن ناراحت شد.. چی کار می تونستم بکنم؟ تا ساعت ۶ کلاس بودم و تا می رسیدم خونه می شد ٧. تازه علی هم معلوم نبود ماشینشو بتونه بگیرهناراحت. ساعت ۶ که به علی زنگ زدم گفت میاد دنبالم و بعد سه سوته منو رسوند خونه... دمش گرم.لبخند

تا حالا انقدر تند حاضر نشده بودم. در عرض یه ساعت هم حموم رفتم هم موهامو درست کردم هم آرایش کردم هم لباس پوشیدمنیشخند.

تالار روبروی پارک ارم بود. تا برسیم اونجا کلی تو ترافیک بودیم. وقتی رسیدم پری رو صندلی عروس کنار شوهرش نشسته بود... با همون لبخند قدیمی اومد استقبالم .. برق خوشحالی تو چشاش بود....  مثل فرشته ها خوشگل شده بود.. فقط دو تا بال کم داشت.لبخند

خوشحال بودم که پری رو تو لباس عروسی دیدم و شاید این آخرین دیدار ما بود چون همین روزا می خواد با شوهرش بره کانادا.

برا خودش خوشحال بودم و برا خودم ناراحت که شاید مدتها دیگه نمی دیدمش...

 

/ 9 نظر / 16 بازدید
اشک و لبخند(مریم)

وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند شاید امروز نیز روز مبادا باشد وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها هر روز بی تو روز مباداست[گل]

ناشناس اشنا

سلام ممنون که به من سر زدی و متشکر از این که منو لینک کردی ارزوی موفقیت و شاد کامی برای شما

اشک و لبخند(مریم)

او که از من برید و ترکم کرد پس چرا پس نداد آن دل را وای بر من که مفت بخشیدم دل آشفته حال غافل را زان چه دادم به او مرا غم نیست حسرت و اضطراب و ماتم نیست غیر از آن دل که پر نشد جایش به خدا چیز دیگرم کم نیست[گل]

سامان

فکر میکنم این رفتن ها و جدا شدن ها یواش یواش دارن دل ما رو به ریش کردن هاشون عادت میدن.

میم

سلام...قالب وبلاگت زیباست...پست قبلی هم نگاه جالبی بود...میم

متولد ماه مهر

[لبخند] هیچ وقت حس خوبی هنگام شنیدن خبر عروسی یک دوست نداشتم !

علی

امیدوارم تو و پری و همه عزیزانت موفق و شاد باشید. به منم سری بزن. تو پیوندهای روزانم مطلبی نوشتم با عنوان چراها منتظر نظرت هستم.

رها

من وقتی خبر عروسیه دوستان به گوشم میرسه اول بغضم میگیره ‘‌ بعد خوشحالی میکنم [دلشکسته]