چهارگانه

1. دیروز  با عین حرف می زدم راجع به مدرسه که وقتی بچه بودم همیشه از رسیدن مهر و مدرسه رفتن خوشحال می شدم و عاشق شعر "همشاگردی سلام" بودم که مرتب از تلویزیون پخش می شد.... عین گفت که تو از اون گونه های کمیابی که نسلت رو به انقراضه...امروز یه میل داشتم که این آهنگ رو برام اتچ کرده بود....گوش می کنم و لذت می برم به یاد مدرسه و بچگی و مهر....با این فکر که شاید هنوز منقرض نشده باشد نسلمان

2.موهایم یک سانتی رشد کرده...حالا می توانم سنجاق بزنم به موهای کنار گوشم...چتریهایم با کمی ور رفتن روی پیشانیم قرار می گیرند و پشت موهایم روی گردنم آویزان شده........دلم موهای فرفریم را می خواهد که  طره طره رها بودند روی شانه هایم...دلم تنگشان است...

3. سرگیجه دارم...بعد تشنه ام میشه...می ایستیم ...از آبخوری آب می خورم...میگه: شوک هموراژیک.... می خندم ...میگم : می دونی که پلاکتم پایینه...

4. در جواب یکی از کامنتهایش نوشته" هویت واقعی پاشنه آشیل هر مستعار نویسیه...شاید کسی که مستعار می نویسه  دلش می خواد که مستعار بمونه..." فکر می کنم که من خیلی از دنیای خصوصیم می نویسم ولی همیشه دلم خواسته مستعار بمونم........دلم می خواهد خانه ام امن باشد....مال خودم باشد....روزی که دیگر "سایه" باقی نمانم مجبور می شوم که بروم....کجایش را نمی دانم

/ 23 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

دقیقا یک پیش فرض واقعی بودن ناخودآگاه در ذهنم بود شاید از سادگی بیش از حدم بود:)

مونا

وقتی لو رفتی می روی سایه ای دیگر

H.k

همین آقا یا خانمی که در مورد پاشنه آشیل صحبت کرده...[عینک]

تنها

فقط فضاسازی هاش واقعیه؟

فری

با اجازه از خانم دکتر، مونا فکر کنم منظور اینه که شناخته نشدن حس خوبی به آدم میده. اینکه یه جا مال خودت باشه. وگرنه سایه و غیر سایه، فری مجازی و واقعی تفاوت چندانی ندارن، شایدم اصلا تفاوتی نداشته باشن. اینکه حرف دلتو بزنی ولی اطرافیانت فردا با دیدنت رو حساب اون حرفا روت قضاوت نکن، فکر نکنن خیلی می دونن! ...

H.k

خب...از نظر تو می تونه جالب باشه و از نظر من خطر ناک... البته چیزهای خطر ناک اکثر اوقات جالب هم هستند! پس می تونیم این طور نتیجه گیری کنیم که آدم جالب و خطر نا کیست[فرشته] البته، نمی خوام زیاد وارد این بحث بشم...ولی در مورد مدرسه باید بگم اصلا برای من جالب نبوده و همون طور که گفتم...خیلی به منفجر کردنشان علاقه مندم...[عینک]

تنها

فضاسازی یک بخشی از نوشته هاته و اتفاقات بخش دیگه فقط فضاسازی ها واقعیه یا کل نوشته ها؟

ani

نسل رو به انقراض! [خنده] خب این حق تویه که مستعار بمونی...

محمد

برای من مهر، ماه کوتاهی موها بود و سرگیجه هایی که از ایستادن زیاد در صف های ان زمان مدرسه نصیبم می شد،،،، کدام پاشنه آشیل، هر آنچه نوشته ای از دوستی ها و دوست داشتن هایت بوده است، خاطراتی که در زندگی هرکس هست و تو به زیبایی توانسته ای آنها را تصویر کنی، روزی که در سایه نباشی، برای ما نویسنده متبحری خواهی بود.