حفره

تو بدی.....انقدر دوستت دارم که چیز دیگری نمی توانم بهت بگویم جز اینکه خیلی بدی ....تو با من بد کردی ....باعث شدی که ازت دور شوم...از دنیایت کم شوم ....تو می دونستی که چقدر بهت وابسته بودم...می دونستی که با کم دیدنت مریض می شوم ولی با اینحال من رو از خودت دور کردی....بال و پرم تو بودی بدون پر ازم خواستی که بپرم...خوردم زمین ...زخمی شدم....بدون تو انقدر خودم رو به در و دیوار زدم تا زخم هایم خوب شد....تا تونستم بدون تو تاب بیاورم ولی هنوز هرازگاهی میان تب هایم کم میارمت....جای زخم هایم درد می گیرد...

من به ماهی یکبار دیدنت خو نمی گیرم....فاصله ها را مرا بیمار می کند....

/ 8 نظر / 16 بازدید
سیمین

دوری و صبوری و هی انتظارو انتظار ...انتظار واژه مغمومیست...ولی گاهی چاره نداری جز جان کندن تا لحظه دیدار...و جان سپردن در آغوشش....

یه دختر دلتنگ

خدایا خسته ام خسته ی راهی درزام نه فرهادم که مرد از داغ شیرین نه ایوبم که با دنیا بسازم.

محکوم

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

ماشا

دوما تو وهار آزه پیره ماو بعد از تو بهار زود پیر می شود. سلامی بهاری.. وهارت مارک،سالت خوش،حالت نیکو،مالت آباد، مینت مه نه نی،روزگارت روم،وژت سالم ،کس و کارت ساق، زه نی ئت دلخواه..... بهارت فرخنده،سالت خوش،حالت نیکو،خانه ات آباد،دیارت ماندنی،روزگارت رام،خودت سالم،نزدیکانت صحیح و زندگانی ات دلخواه... واتوره با چند بهاریه به روز است.دیدار نوروزی فراموش نشود دوست من...

......

[گل]

گندم

دارم میروم باز روبه دنیایی که خودش زخم می زند ،خودش با دستهای خودش برای زخمم مرهم می سازدولی روی زخم دیگری می گذارد تابمیرم.دارم میمیرم بس که سهم من نیستی ،بس که بی تومانده ام ،بس که انتطارتورا کشیده ام .کاش میشد فقط گاهی،فقط چند لحظه و نه حتی ازنزدیک ،ازدور تماشایت کنم .تا همه ی صبرم را درشور بودنت چنگ بزنم. دلمرگی گرفته ام بیا.دیگربیشتر بی تو نمی توانم تاب آوردن را نازنینم. توی سال جدید برای تووخانواده ت دلخوشی و سلامت وحضوربی غیبت آرزو دارم .پاینده باشی خاتونم.

فاطیما

واقعنننننننننننن لایک...[قلب]