کودکانه

همیشه از معاینه کردن بچه ها لذت می برم... از تماشای نگاه کنجکاو و وحشت زدشون به اتوسکوپ و گوشی و حتی به روپوش سفیدی که تنمه... دوست دارم که گوشی و یا ترمومتر رو دست خودشون بدم و یا دنبال جوجو, تو دهان و گوششون بگردم... و چه ساده باور می کنند این ترفندو...دوست دارم وقتی من رو خاله صدا می کنن و خودشون باصدای لرزون جواب سوالهامو میدن..

البته بعضی هاشون هم هستن که هیچ رقمه باهام کنار نمیان تا منو می بینند گریه می کنند و می کنند تا وقتی که برن و معاینه کردنشون از هر کار دشواری تو دنیا سخت تره...

ولی یه چیز هست که طب اطفال رو از بزرگسالان جدا می کنه...اینکه بچه ها هیچ وقت بهت دروغ نمی گن...  بلد نیستن ادای مریضهارو در بیارن...و وقتی درد ندارند به صورتت لبخند می زنن ,حتی اگه تو اون لحظه زیر دیالیز صفاقی باشن...

 

                    

 

/ 26 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم

سلام سایه جان[گل] زاویه دید شما رو می پسندم. مرسی

علی

ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمت شب با من بیچاره بساز * اول تیتراژ قهوه تلخ بدجوری ذهنمو درگیر کرده! منظورش چیه؟[سوال]

آرمان

چه خانم دکتر مهربونی![لبخند] [گل] من که از دکترای دوران بچگیم فقط اخم و داد و بداخلاقی و تهدید یادمه.

آرمان

و اینم خیلی اشاره ی جالبه که ما آدم گنده های دروغگو حتی در مورد بیمار بودن و نبودنمون هم دروغ میگیم.

اشک و لبخند(مریم)

مثل مهتاب که از خاطر شب می گذرد ، هر شب آهسته از آفاق دلم می گذری سلام ... "اشک و لبخند" به روز شده ... و منتظر حضور سبز شما می ماند[گل]

علی مرادی

سلام برو بچه ها... چطورید؟ خدمت خانمها و آقایون باید عرض کنم که آدرس قبلی رو فیلتر کردن ,اگه یه زحمتی بکشید و یه 1 بزنید ته خط خطی های دلم میاید پیش خودم که آدرس جدید منه! ممنون به خاطر حمایت و رفاقت بلاگیتون.... از خودتون نگهداری کنید...! فعلا http://khatkhatihayedelam1.persianblog.ir/

پری چهره کاتب مجد

سلام شادی جانم تو لطف داری منم خواندمت منم نوشته های احساسیتو دوس دارم رفیق

الهه

سلام خانم دكتر نميدوني اين پستت چطوري با روح و روان من بازي كرد نه با من بلكه مطمئنم با روح و روان همه ي اونايي كه پشت درهاي دانشگاه هاي پزشكي موندن تروخ دا ديگه دل مارو بيشتر ازين اب ننداز [گریه]