زنانگی

عادت کرده ام 

به بازگشت هر باره ام با تو

با سری کمی رو به چپ

میان حجم سنگین فکرهایم

همانجا که اصل زنانگی است

 و تو غرق در نیمکره راستت

تنها معنای خواهشی.....

                                                                     " ملینا نظریان"

 

 

پ.ن: پر شده ام از میل به نوشتن ولی  ثانیه ها با شتاب می گذرند و من این روزها فقط دوان دوان و نگران به دنبال عقربه ها می دوم....  

 

 

 

 

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
زخمی

خیلی قشنگ بود. امیدوارم موفق بشی دوست خوبم و وقت کم نیاری [گل]

تنها

میل به غیر در هجمه نزدیکی ها فوران می کند این ذات نزدیکی است نگرانیت برطرف دویدنت مفید و مطمئن به همان شدتی که نزدیک می شود، دور می شود...

محمد

درباره ی همه مردها صادق نیست.

کویر

زیبا بود... زمان رو هر موقع لازم داری تندتر فرار میکنه

گیتی

پرم از میل نوشتن اما دستم به کلمات فراری که همینطو دور سرم چرخ میخورن نمیرسه

hamed

همه ی ما در تمام عمر در پی گمشده هایمان مثل عقربه ها میدویم و چرخ میخوریم. مرسی ساده بود و زیبا