I want to touch your smile

هرکس اولین بار و در یک نظر ببیندش به نظرش زیبا که نیست حتی شاید بگوید که زشتیهایش خیلی زیادتر است...موهای بلند ژولیده اش که البته خودش  همیشه دوست دارد که اینطور آشفته به نظر برسد....فرم استخوانبندی صورتش چشمهای بسیار ریزش و رنگ پوستش که از نظر عده زیادی زیبا نیست برای من که می شناسمش زیبا و ستودنی است...برای من که روح زیبایش را می شناسم و گرمی لبخندش را حس کرده ام همه این زشتی ها به زیبایی وصف ناپذیری تبدیل شده است.....انقدر که او را همانطور که هست با همه زشتیها و زیباییهایش دوست دارم ....مهم اینست که حضورش همیشه گرم است و لبخندش همیشه امید بخش....و وقتی در میدان انرژی اش می نشینی همیشه و همیشه آرامش داری.....و وقتی نیست دلتنگ حضورش می شوی...

همین است که از او برایم یک آیدل ساخته...که اینهمه زیبایی را درون کالبدی جمع کرده است که از نظر دیگران زیبا نمی رسد.....

/ 13 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

[لبخند] چه زیبایی شناسی داری تو

چه زیبا می نویسی دختر مخصوصا وقتایی که حرف دلمو میزنی می خوام ببینمت و بدونم آیا نیمه گمشده ی من نیستی ! ! ![لبخند]

آنوش

دوست داشتم بدانم مرد بود یا زن... به نظرم مرد بود...

زخمی

چه جالب من همه اش موقع خوندن تصور می کردن که یک دختر است!

فری

منم فکر کردم دختره!

مونا

بهش تبریک می گم

نگار

خوش به حالش که تو رو داره دختر

فری

خواهش می کنم. من ممنونم که همیشه می نویسی، حتی تلخ!

محمد

وقتی که عقل و دل هردو دروغ می گویند و شناخت است که وجود زیبای انسانی را به ما می شناساند، چطور از این دو یار قدیمی استفاده کنیم در حالیکه شناخت فرایندی زمان بر است؟

محمد

انرزی فوری نیست یا حداقل من انرژی را فوری نمی گیرم، برایم همه چیز به تدریج اتفاق می افتد..