شمس لنگرودی

شب بخیر 

بچه های عزیز!

شب بخیر که خیلی دیر است!

 

به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید

که چه زیبا برق می زنند

به بمب افکن ها، تانکها نگاه کنید

هیچ بچه آمریکایی شانس شما را ندارد

آنها همه این چیزها را 

فقط بر پرده های سینما می بینند

بخوابید بچه ها!

و به یاد داشته باشید

جای شما در بهشت است

اما

چیزی بخورید و بنوشید که صف محشر طولانی است

 

بخوابید بچه ها!

اما

یادتان نرود صورتتان را بشویید

فرشتگان

انتظار بچه های تمیز را می کشند

و هیچ در فکر دلتنگی مادر نباشید

آنها مرگ را ترجیح می دهند و زود نزد شما می آیند.

 

ما هم قول می دهیم

پای مجسمه آزادی

گورهای ظریفی برای شما بسازیم

تا رهگذران و توریستها

دسته گلی برآن بگذارند و 

با رضایت خاطر بخندد!

/ 16 نظر / 119 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زخمی

قالب جدیدت خیلی غمزده س :(

×بلانش*

چه انتخاب هوشمندانه و ظریفی بود از شعر های آقای لنگرودی. من از مریدانشانم :)

×بلانش*

من ازون گور های ظریف پای مجسمه آزادی . کلن از تصاویر این شعر خیلی خوشم آمد. مقسی خانوم سایه ی خواهر:)

راحله

وای سایه مثکه من و تو بیشتر از همه به فکرشیم..[ناراحت]

الف.ب

خواندم من هم تو را و لذتش را بردم... دمتان گرم بابت تمام وقتی که می گذاری...

گندم

سلام خاتون گاهی با انتخاب متنات آدم رو مسحور می کنی . بابت انتخابت بهت تبریک میگم . شعرش طعم هلاهل می داد ولی تلخی ی واقعیتی ست که خوب می شناسیمش . شاد باشی خاتون .

فرناز

قالب جدبدت حس نسیم ولوج رو برام تداعی میکنه..اونم اگه بیاد اینجا شعر رو بخونه حتما که باهاش مثل من بغض میکنه

حامد

کارت درسته خانوم دکتر موفق باشی[تایید]

کیوان کاکی

خیلی زیبا بود [گل]