کسی پیدایمان نکند..

کاش می شد _حالا که هنوز بکری و نوپا _ دست تو را بگیرم و برویم به دورها ....جایی به دور از چشم همه پنهان شویم و میان آدمهایی که همه غریبه اند بزرگ شویم....

/ 3 نظر / 175 بازدید
گندم

چه دلتنگی بانو.گلت را در باغی که خاک تونیست میکاری .میخواهی گلت را از عناصر عزیز وجودیت دور کنی و دور از نگاه نگاهبانشان باغبانی کنی.میدانم این روزها روزهای خوشیت نیست اما این هم میگذرد خاتونم . پاینده باشی خاتونم

ماشا

سلام دوست من. واتوره با حرف ها به روزاست و منتظر دیدارت. لطفا حتما بیا و بخوان و نظرت را بنویس.

دلفین

یعنی فکری سرزمینی و فرهنگی دیگر ؟؟