عشق پر از دام است وقتی جلوه می کندفقط انوارش را نشان میدهد

"خدایان طاس ها رو می ریزند و از ما نمی پرسند که آیا مایل به بازی کردن هستیم یا نه؟ آنان نمی خواهند بدانند که شما مردی را ترک کرده اید, یا یک خانه یا یک کار, یک زندگی یا یک رویا را ترک کرده اید.خدایان این مطلب را که در زندگی شما همه چیز سر جای خودش است و هر خواستی را می توان با کار و پشتکار ارضا کرد مسخره می کنند.خدایان به فکر نقشه ها و امیدهای ما نیستند.آنها طاس می ریزند و اتفاقا شما برگزیده میشوید. از آن لحظه برد و باخت فقط مساله شانس است. آنان طاس می ریزند و عشق را از زندان آزاد می کنند. نیرویی که می تواند خلق کند یا نابود کند. همه چیز بستگی دارد به جهت حرکت باد وقتی که از زندان بیرون می آید... "    

                                                        پائولو کوئیلو از کتاب رودخانه پیدرا

آره...خودم هم میدانم که فلسفه بلد نیستم... هیچ وقت توی زندگیم منطق نخوندم و کتابهای فلسفی رو هیچ وقت به انتها نرسوندم...بلد نیستم که با فلسفه ومنطق عشق بورزم و دوست داشته باشم... تو می دانی که این عیب است یا حسن؟

تو  می دونی که میشه به این دل لامصب حالی کرد که عاشق فلانی بشو و یا اینکه فلانی رو دوست نداشته باش؟... اخه من راهش رو یاد نگرفتم.. 

می دانم.. حالا روزهای زیادی از لحظات جادویی ما گذشته و همه از من می خواهند که دیگه عاشقت نباشم...همه می خواهند که خاطراتت رو توی آب بریزم یا بسپرمشون به دست باد...و اصلا یادم بره که از اول بودی و یادم بره لحظه های پرپرزدن دلم رو و همه اون ثانیه هایی رو که تو عشق تو رشد کردم و بزرگ شدم...

 این روزها وقتی تب می کنم میون توهم ها و خوابهایم بوی تنت رو حس می کنم..تومی دونی چطور میشه که به خوابهایم راهت ندهم؟

/ 30 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماشا

سلام دوست من. به روزم و منتظر دیدارت.

مهربون

حکایتت حکایت یکی از شعرهایی هست که توی وبلاگم گذاشتم. نمیشه[ناراحت]

علی

سایه خانم تودلمون رو هم دیگه تبریک نمیگی[نگران] قهرید با من؟[دلشکسته]

روهان

زمانی برای پایان عاشقی نیست . دوستش داشته باش و خوابش و ببین . چرا نه ؟! چرا دیگه عاشقش نباشی ؟! اگر هم رفته مهم نیست . تو اصرار نکن به دوست نداشتنش خود دوست داشتن کم کم می ره !!!

مترسک

1- واسه ي اوني بمير كه واست تب ميكنه حتي اگه اولش سخت باشه كم كم عادت ميكني! 2- والا چيزي كه من در طي ساليان متمادي فهميدم!! اينه كه سايه جان عشق فقط با عشق از بين ميره ميدوني چي ميگم؟! حالا اينكه بتوني يه عشق ديگه پيدا كني باز يه مسئله ديگس! 3- چه جالب !! دكتر عاشق نديده بودم! ولي جدي اكثر دكترا فقط عاشق پولن! [خنده] 4- چرا دكترا معمولاً با دكترا ازدواج ميكنن سايه؟! [سوال] 5- به نظرت دوست داشتن مهمتره يا عاشق بودن؟ اصلاً فرقشون چيه؟ اگه گفتي! [پلک]

الهام

ای جوونی رفتی و بردی شور و نشاطم ای دریق من بیادت می کشم هر دم از ته دل آهـــــی عمیق کاشکی می شد یک دفع دیگه با تو بشم من روبرو شرح حال پیری و سستی با تو بگویم من مو به مو

بلانش

خواب ها همان حقیقت زندگی ست خواهرم

مترسک

خوب... 1و 2 رو درست جواب دادي البته جاي بحث داره ولي قبول ميكنم ازت!! [نیشخند] 3- ما كه حمالم نيستيم ولي مهندسا عاشق خوشگذرونيو ولخرجيو عشق و حالن خيليم لارژن البته بستگي داره! 4- اينكه زندگي كردن با دكترا سخته كاملاً درسته ولي نه به اون علتي كه گفتي ... سايه تو خودتو نيگا نكن كه اينقد لوتي و خاكي هستي عزيزم دكترا معمولاً 99 درصد فك ميكنن سقف آسمون ترك خورده و كلي در حقشون اجحاف شده ازون لا!! يهويي حواس خدا پرت شده اينا افتادن پايين در نتيجه .... آره ديگه البته كه تو چيز ديگري [ماچ] 5- درس گقتي ...وقتي كسي رو دوس داري با همه چيزش ميسازي بدون اينكه بيخيالش شي... ازش دلگير ميشي ولي ولش نميكني چون با عقلت و احساست بخاطر ارزشاش دوسش داري ولي عشق اين مدلي ني... چون عقل توي عشق دخالتي نداره زوالش حتميه و تازه شانس بياري به تنفر منتهي نشه... 6- خيلي مخلصيم [گل]