ما

...سخن از پیوند سست دو نام

و هم آغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست

سخن از گیسوی خوشبخت منست

با شقایق های سوخته بوسه تو

 

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روزست و پنجره های باز

و هوای تازه

و تولد و تکامل و غرور

سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شبها ساخته اند...

 

 

/ 10 نظر / 13 بازدید
کویر

واقعا عالی و زیبا بود ممنون...

کلاغ سپید

و اینجا بود که کلاغ سپید یک آآآآآه بلند کشید[افسوس]

بهمن سیرخون

سلام متاسفانه مدتی کار داشتم نبودم . ممنون از نظراتت با پاسخ داوری برای عرب و داستان کوتاه سنگسار در خدمتم مثل همیشه چشم براه نظراتتم.

حسین نمازی

رد پاييتان را ديدم سپاس از حضورتان بايد وبلاگ يك خانم دكتر باشد بسيار اتفاق خوب و جالبيست اميدوارم اين آشنايي مستدام باشد با احترام حسين نمازي

مریم

اسمها همیشه از یاد می‌روند و حتی بوسه‌ها و حتی پیوند گرم دو دست در فضای هم‌آغوشی‌شان با هم .... عشفها همیشه از یاد می‌روند و همین است زندگی شاید.. ممنون از اینکه لینکم کردی سایه جان. توی گوگل ریدرم گداشته‌امت. همین ایت که کم سر می‌زنم به اینجا. دورادور اما می‌حوانمت....

ماشا

سلام دوست من. شادیت ابدی و عشقت در فزون باد. به روزم و منتظر دیدارت.

علی

خیلی زیباست خانم دکتر.... احساستونو میگم! ولی چرا دو نام سست باید پیوند بخورن[نگران]

هادی دشتی

مرسی که لینکم کردی اما کاش وبلاگ اشعارم رو هم لینک می کردی... http://h-dashti.persianblog.ir/ لطفا اگه خواستی لینک کنی به نام خودم " هادی دشتی " لینک کن بازم مرسی...[دست]