دامن قرمز

برای من با یک دامن قرمز شروع شد...همان دامن قرمز که مامان برام دوخته بود و معلم دینی مدرسه توی کوچه من رو با اون دامن دیده بود...روز بعد من را دفتر خواستند و گفتن به خاطر نمراتم از سر تقصیراتم می گذرند وگرنه  دختری که به سن تکلیف رسیده باید محجبه در انظار عمومی رفت و آمد کند...بله اون زمان ده ساله بودم و به خاطر یه دامن قرمز توبیخ شدم...

چند سال بعد دوران چادر شروع شد وقتی مجبورمون کردند توی مدرسه راهنمایی چادر سر کنیم...شاید  یک ماه هم طول نکشید که مدرسه قانون را برداشت چون چند نفر از بچه ها وقت سوار شدن به سرویس به خاطر گیر کردن چادر زیر دست و پاشون به شدت زمین خورده بودند....به جایش مقنعه کش دار چونه دار سرمون می کردیم و سر صف دعا می خواندیم و همزمان ناظم مدرسه مراقب بود که رنگ جورابهایمان سفید نباشد...وضع یه همین منوال بود....

دبیرستان بدتر هم شد...حالا یه جمع دختر بودیم به سن بلوغ رسیده....خوشحال و سرزنده...و دنبال کشف دنیاهای جدید و رازهای جسمانی...دوست داشتیم بیش از حد و با صدای بلند بخندیم....زیبا به نظر برسیم و از مانتوها و شلوارهای گل و گشاد سورمه ای متنفر بودیم....پوشیدن شلوار جین در مدرسه ممنوع بود و اصلا یادم نیست که چند بار به خاطر این مسئله من و دوستهایم توبیخ شدیم....

سالهای اول دانشگاه شاید بهترین دوره بود...نه مانتوهای کوتاه و تنگ مشکلی بود و نه آرایش...نه حرف زدن با پسرها قدغن بود و نه کسی به خاطر خنده بلند توبیخت می کرد...اصلا انجمن اسلامی دانشگاه تعطیل بود..ولی در خیابان همچنان همان وضع قبل حاکم بود و مرتب باید به هرکس و ناکسی نسبتت را توضیح می دادی و مراقب بودی که خدای ناکرده روسریت کمی عقب نرود....

اولین بار که پایم رو از مملکت اسلامی بیرون گذاشتم و در خیابان باد در موهایم پیچید را هنوز به خاطر دارم...باید سالها روسری و مقنعه را به اجبار_تاکید می کنم_به اجبار  به سر و گردن و گوشهایت پیچانده باشی و مرتب مراقب بوده باشی که موهایت بیرون از روسری نریخته باشد و با دیدن هر آدم ریشو و یا چادری و یا ونهای بزرگ ارشاد ناخودآگاه دست به روسریت برده باشی تا بفهمی چه می گویم...یه کم طول میکشد تا عادت کنی به اینکه کسی در خیابان حقوق نمی گیرد که لباسهایت را چک کند یا مجبور نیستی به کسی توضیح بدی که با چه کسی راه می روی و دست چه کسی را گرفته ای....

همیشه فکر می کنم حتما روزی می رسد که درهمین تهران بزرگ وقتی در خیابان راه می روم باد موهایم را نوازش کند و به خاطر نوع پوششم مجبور نباشم به هر کس و ناکسی توضیح پس دهم...وعده دوری به نظر می رسد ولی حتما این روز برای دخترک نیامده ام خواهد رسید...روزی که به خاطر پوشیدن دامن قرمز توبیخ نشود...

        

/ 18 نظر / 122 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

تعداد مهم نیست، رنج، رنج است، رنج یک انسان یا هزارن.

ani

به امید اون روز... به امید روزی که دخترکان سرزمین من آزاد باشن...

محکوم

و من آنروز ا انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم

یک دوست

ویترین این سو و آن سو ندارد تو آن سو ایستاده ای و انحنای بدنت را به حراج گذاشته ای من این سو میگذرم و چشمهایم را حراج میکنم به ما اختیار داده اند که راه حق را انتخاب کنیم نه این که حق داریم هر راهی را انتخاب کنیم. دعا میکنم که هیچوقت شهوت ها بیش از این به کف خیابانهای تهران کشیده نشود. امان از این آرزوهای بچه گانه...

hamed

درد مشترک سربازان این پادگان بزرگ بسیار بیش از این است

یک دوست

خانم محترم پوشیدگی زن برا حفظ حرمت زن لازمه. و برهنگی زنان، فقط جنسیتشون را برجسته میکنه و انسانیتشون را پنهان. یک لحظه جامعه اطرافتون را ببینید! به نظر شما چرا این همه شهوت به خیابان ها کشیده شده؟ آیا این خوبه که به زنان ابزار جنسی نگاه بشه؟ آیا شما از وضعیت فرهنگی منحط غرب لذت میبرید که زنان بازیچه شهوتهای مردان شدند؟ چرا شما خانمها در این زمینه احساساتی برخورد میکنید!؟

همان یک دوست

ظاهرا با این پستتون قرار داد بستم البته چون دوست ندارم حرفی رو نیمه کاره رها کنم و الا به من چه کسی دوست داره چی بپوشه گیرم من چشمهانم رو درویش کنم مشکل حل خواهد شد؟ اصلا اگر من و همه آقایون چشمهاشون را درویش کنند پس اصولا شما خانمها واسه کی این همه آرایش کردید؟ شاید هم بگید که ما زیبایی رو دوست داریم پس میشه تصور کرد تو خونه وقتی تنها هستید هم آرایش میکنید حتما! مثل اینه که یک خانم و آقا با هم رابطه برقرار کنند بعد خانمه بگه البته حق نداری از من لذت ببری و استفاده جنسی کنی! شرمنده ولی واقعا به این رسیدم که شما و همفکران شما در این زمینه به جز دل تابع هیچ منطق روشنی نیستید. هیچکس شک نداره افزایش خیانت، افزایش آمار طلاق، افزایش قتل های ناموسی، بالا رفتن سن ازدواج، این جمعیت بچه های طلاق و بچه های سرراهی و همچنین سقط جنین، این همه بیماری های جنسی و گسترش سریع ایدز و هرزگی و هزاران موارد دیگه ارتباط مستقیمی با هرزگی چشمان آقایون افزایش برهنگی های خانمها و فیلم های مبتذل و داره. زیاد امید ندارم به نتیجه گرفتن این بحث به هر حال این غریبه را دعا کنید موفق باشید[خداحافظ]

یزقبقث

lujhytg

یحیی

عزیزم اسلام خوبی تو رو میخواد اگه اجازه بدن توی تهران بدون حجاب بگردی طولی نمی کشه که به زور بهت تجاوز می کنن و جرت می دن اون طوری بهتره یا اینطوری که در امان هستی ؟؟؟؟ جرات داری با دامن قرمز خوشگلت توی تهران قدم بزن تا ظهر صد بار حامله می شی .....