خدا گریه مسافر رو ندید.....

من به این همه دوری از تو عادت ندارم.....به این همه ندیدنت.....به شنیدن صدایت از پشت تلفن .....من به دیدارهای آخر هفته راضی نیستم....به فقط یک شب بوییدنت...بوسیدنت....

من به راه عادت ندارم...به منتظر مسافر بودن....به چشم دوختن به در....به گم شدنت در راه پله ها وقتی که می روی....به آب ریختن پشت سرت...به بغض های طولانی بعد از رفتنت....

این دو ماه که بگذرد  دیگر نمی گذارم جاده ای بین ما فاصله بیندازد.... همین دو ماه اگر به خیر بگذرد

اگر تاب بیاورم....

/ 17 نظر / 125 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ani

اﺯ ﺟﺪاﻳﻲ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ. ﺁﺳﺘﺎﻧﻪ ﺗﺤﻤﻠﻢ ﺑﺮاﻱ ﺩﻳﺮ ﺁﻣﺪﻥ و ﺩﻳﺮ ﺩﻳﺪﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﭘﺎﻳﻴﻨﻪ. [گل]

ماشا

نه مه زونم نه مه زونم نه مه زونم..... گه چته مه تو ئه گیونم نه مه زونم!!! سلام عزیز دوست داشتنی. واتوره با یک سپید و دو دو بیتی لکی به روز است و چشم به راه دیدار و محتاج نقد عالمانه و نظر موشکافانه ات. به دیدارم بیا.

مهکامه

جاده ادم و پیر می کنه.. به امید گذشتن این دو ماه و صبوری ات

پدر

تموم مي‌شه...عين تمام بخشهاي پزشكي دوماهه كه آخرش تمام شد

پدر

تموم مي‌شه...عين تمام بخشهاي پزشكي دوماهه كه آخرش تمام شد

عسل

سلام...ایشالا تاب میاری و همه چیز خوب تموم میشه

محکوم

این دو ماه تموم میشه سایه. همین که میدونی بعد از یه تایم سختی و دوری تایم ارامش از راه میرسه خودش یه قدرتی بهت میده که تمل کنی دوری رو. من از اون روزی که فکر می کردم حداقل میتونم ماهی یه بار ببینمش دو سال میگذره. ماهی یه بار که هیچ سالی یه بار هم ندیدمش. فقط دارم انتظار میکشم یه انتظاری که نمیدونم کی سر میاد یا اصن سر میاد یا نه

نساء

منم از این دو ماه ها داشتم...برای آموزشی سربازی...دو ماهی که واقعا سخت گذشت.... ولی میگذره سایه..... به بعدش فکر کن..

گندم

چه خوش خواهم زیست اگر ایمانم باشد که پس هرسختی آسانی است.یقین بدار که پاسخ شبهای سرد و صعب و تلخ ، صبحی روشن و دل انگیز است . پایان خوشی را برای انتظارت آرزو می کنم خاتون .