خداحافظ اردیبهشت

عطر مریمهای ایستاده در گلدان که می پیچد توی اتاقم مرا هوایی می کند.....بوی عبور می دهد...بوی انتظار و لبخند...بوی شبهای اردیبهشت...بوی اتفاق می دهد...اتفاقهای افتاده و نیفتاده در بازه ای از لحظه های نابارور گذشته... 

عطر مریمها بدجور هواییم می کند.....مثل آن شب اردیبهشتی که نونا هم آمده بود و سه تایی نشسته بودیم  توی بالکن و چای شیر می خوردیم که نونا درست کرده بود (به قول خودش به سبک هندی)... حرف می زدیم و می خندیدیم...تو بودی و گرمای لبخندت...و نسیم بهاری که موهایت را از پیشانیت کنار می زد و من سرمست از عطر آن مریمها...همان مریمهای لعنتی...

عطر مریمها هواییم می کند... ایستاده اند در گلدان...غنچه هایشان یکی یکی باز می شود و من سرمست از بویشان می نشینم در مسیر نسیمی که از پنجره اتاقم می پیچد لابلای غنچه ها.....یادگاری دور از گذشته!

پ:ن: اگر  این متن کمی مبهم است بر من ببخشایید و بگذارید به حساب ناباروری اینروزهای قلمم!

پ.ن2:گلهای مریم هدیه است 

/ 9 نظر / 189 بازدید
سایه

سلام بر خرداد !.. اصلا مبهم نبود کاملا ملموس بود و تصورپذیر .. یعنی به عینه تجسمش کردم .. امان ازین خاطره ها و عطرها و یادها .. یادگاری های دور و نزدیک !! مرسی خانوم دکتر ازین حس زیبا و این عشق پایدار !..

تنها

واقعا زیبا و شیوا بود توصیف صحنه طوری که می توان آن را حداقل دید اگر نتوان خود را در آن حی کرد که البته به نظر من می شود

یاس

بعضی وقتا چقدر از همه چیز خسته میشویم... از بوی گل ها از خاطره ها، از تلخی ها و شیرینی ها..بوی عطرهای یاس رو بخاطر خاطره ها دوست نداریم! دوست ندارم این زندگی رو. کمکم کنید لطفا

زخمی

شاید نوشته ات همه ی احساست را برملا نکند ولی خوب این حس هوایی شدن را انتقال می دهد. بوی گل هایی که می خشکند و دیگر تکرار نمی شوند...

فرناز

مبهم نبود............حسش کاملن درک می شد

مونا

سلام. به فکر بارور کردن لحظه ها باش و از ناباروری لحطه ها و قلم دم مزن . خداحافظ اردیبهشت و سلام بر خرداد پرحادثه که دوقلو بارور شده است.

فرنوش

خیلی قشنگ بود ...یه حس عجیبی بهم داد ..ممنون [گل][گل]

محمد

خاطره هایی که لابلای روزهای زندگی زنده می شوند، روزهای خوش گذشته ای را به یاد می اورند که گویی در آینده تکرار نخواهند شد..

سیمین دخت

مریم لعنتی ترین گلی ست که وجود دارد میبرد من لعنتی را با خودش به دورها... کاش بدانی این مریم چقدر خاطره با من دارد...خوب و بدش به کنار مریم یعنی چشمهایت را ببند وعبور کن از تمام حا ها...