اگر در صحنه حق و باطل نباشی چه به نماز بایستی و چه به شراب بنشینی هر دو یکی است.

هرگز ندانستم  تو واقعا چه کسی بودی و مرامت چه بود...من جور دیگری آموختم ولی جور دیگری دیدم و شنیدم....آنهایی که می درند و می کشند و تسخیر می کنند نام تو را یدک می کشند و کسانی که  به دنبال کمترین آزادیها جانشان را کف دست می گذارند و پشت میله ها شکنجه و تحقیر می شوند را دشمن نینوایی تو می خوانند....و ما_ سکوت کنندگان_ کدام دسته هستیم ؟ باتو یا بر علیه تو؟ یا شاید بدتر از دشمن تو؟  

پ.ن: عنوان از دکتر شریعتی

/ 10 نظر / 84 بازدید
مونا

از گروه همراهان و بیعت کنندگان و پیروی کنندگان ( و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله )

زخمی

قضیه خیلی عمیق تر از این حرفهاست. جمله ی پدرم همیشه توی گوشم زنگ می خورد دو تا عرب که فامیل هم بودند همدیگر رو کشتند ما براشون بعد از قرنها عزاداری می کنیم... وقتی کسی اسطوره میشود به ریشه هایی که از آن گرفته شده هم باید توجه کرد. هیچ همچون پوچ عالی نیست...

گیتی

چه کسی بر واقعییت اشراف دارد؟

گیتی

چه کسی بر واقعییت اشراف دارد؟

مهشید

معذرت میخوام ولی به نظرم درست نیست جملات بزرگان رو طبق میلمون تغییر بدیم. درستش اینه: آنجا که حسین درصحنه است اگر در صحنه نباشی هرکجا می خواهی باش ، چه ایستاده به نماز و چه نشسته در شراب ‌‌، هر دو یکی است. سابقا هم همین کار رو کردید. مثلا گفتید که: انتظار، مذهب، اعتراض در حالی که درستش اینه که: انتظار؛ مذهبِ اعتراض ببخشید البته در کارتون دخالت کردم ولی امانتداری شرط مهم نوشتنه

کویر

زیبا بود... ما هم داریم چوب سکوت رو میخوریم شدید

اورولوژيست(پدر)

مي‌دوني...ياد 18 تير 78 افتادم كه دانشجوها رو از بالكن پرت مي‌كردند و مي‌گفتند يا فاطمه زهرا بپذير... يا بريم بالاتر و دورتر...جنگ 8 ساله كه دو جناح،پشت سنگر هر دو تايشان نماز مي‌خواندند و محمد را صدا مي‌زدند... حق كدام طرف بود...هست؟

محمد

ترسوها، و جالبه که همیشه بار مصیبت و بدبختی تاریخ بر شونه های ما بوده و افتخار و ننگش برای آن دو گروه دیگر.

تنها

آموختن را پیاده کردن دشواری بالابرنده است. خود را با پیاده سازی آموخته ها ساختن، هنری است که بهای گزاف عمر می طلبد، عمر که می گذرد، چه بهتر که به این راه بگذرد. باید فهمید که من ضعیف مشکلدار، نمی تواند به درد بزرگتر بپردازد که روا هم نیست که بپردازد.