برای تو

 این چند خط رو برای تو می نویسم..دیشب خوابتو دیدم...صبح که از خواب پاشدم بی اختیار یاد اون چند ماهی افتادم که با هم گذروندیم و یه احساس تلخی داشتم..با اینکه خیلی از اون روزها گذشته هنوز یادت میفتم..هنوز هم گاهی موقع خواب بهت فکر می کنم و یاد اون روزهایی میفتم که تو اورژانس با هم کشیک می دادیم...

یادش به خیر.. چه قدر شیطون بودیم..چقد همه استادارو مسخره می کردیم.. تو بخش قلب سر راندهای مشترک سعی می کردم به چشات نگاه نکنم.. چون یهو دوتامون می زدیم زیر خندهلبخند.

یادته اون روز صبح جمعه وقتی از کشیک اورژانس بر می گشتیم  تو ماشین برام چه آهنگی گذاشتی؟چشمک  

حیف که بی خداحافظی رفتی.. و حسرت یه بار بوسیدن لبات برای همیشه باهام موندناراحت

حالا بینمون یه عالمه کوه و دریاست و گاهی تو فیس بوک می بینم که واسه gfet کامنت می زاری وهر دومون یه جوری رفتار می کنیم که انگار همو نمیشناسمناراحت

ولی من هنوز خوابتو می بینم و هنوز گاهی بهت فکر می کنم وگاهی یادم میره که چقدر ازم دوری.....

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که می سوزد! نه دیداری ! نه بیداری! نه دستی از سر یاری! مرا آشفته می دارد ، چنین آشفته بازاری...[گل]

مریم

سلام ... منتظر حضور سبزتان هستم...[گل]

مریم

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست[گل]

مریم

قالب جدیدت مبارک عزیزم... [دست]

مسعود راسخ

آدمك از وقتي رفته‌اي جاي تو در آرزوهايم يك آدمك كاغذي گذاشته‌ام. آدمك كاغذي احساس ندارد. چشم ندارد گوش هم ندارد. طفلكي حتي دهان هم ندارد. آدمك كاغذي اما هرگز دروغ نمي‌گويد.

رها

درک میکنم[افسوس]

محدثه

خوشحالم که اینجارو د یدم، به قول معرفش جوری جذب شدم که کل آرشیوو خوندم...

پرستو

یه عشقه شکست خورده درسته؟؟

تنها

زندگی چیزی است ورای حسرت ها اگر حسرت در زندگی پررنگ شد، مهار زندگی رو بدست میگیره اگه حسرت ها، یادآورهای گذرایی شدند که سوسو زنان رفتند، هنوز هم می شود زندگی کرد