با توام!!!

با توام دخترک...تو که هنوز شانزده بهار را بیشتر به چشم ندیدی....تو که هنوز مقنعه و فرم مدرسه تنته...یه عینک زدی به چشمهات و هنوز ابروهاتم درست برنداشتی....عزیزکم کاش می تونستی بفهمی رابطه با جنس مخالف همه اون چیزی نیست که تو این سن لازم داری....کاش وقتی داشتم راجع به عوارض رابطه آ.نا*ل حرف میزدم بیشتر دقت می کردی...بیشتر گوش می کردی ....تا برای راضی کردن دل اون پسر کم سن مو سیخ سیخی که دم در درمانگاه وایساده هر چیزی رو به خودت تحمیل نمی کردی....و می دونستی اولین کسی که وقتی دچار مشکلات جسمی شوی تو را ترک خواهد کرد همین پسرک است.... کاش شانه بالا نمی انداختی و در جواب سوالم نمی گفتی کاند*م؟! نه!!....استفاده نکردم....تو که هنوز شانزده ساله هم نشدی و خیلی خوب روش استفاده از HD اورژانسی رو بلدی و حتی لونرژسترول هم می شناسی و تو کوله ات داری هیچ فکر کردی به اینکه به جسمت هم به اندازه رابطه با پارتنرت تعهد داری و در برابرش مسوولی...کاش فقط حرفهامو درست می شنیدی و برای رفتن و  رسیدن به دستهای پسرک انقدر عجله نمی کردی.....

/ 38 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bardia

درود دوست عزیز. وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید. من دوست داشتم که با شما تبادل لینک کنم. اگر شما هم مایل بودید من رو با عنوان: درد دل های نسل من لینک کنید و به من خبر بدهید تا شما رو هم لینک کنم. مرسی دوست گرامی

اورولوژيست(پدر)

خب وحشتناكه و دردناك... ولي همه اينها بحران ويرجينيتي هست و تابو بودن سكس تو جامعه كه تفكيك جنسيتي مي‌كنند و آموزش نمي‌دهند...

تنها

جامعه ما حوب یا بد! تابوهای اسلامی رو داشت که بهشون عمل می شد حالا یه عده ای هنوزم میگن همون مسائل اسلامی خوبه اما بهش عمل نمی کنن یه عده میگن اون مسائل بده، اما جایگزینی براش در نظر نمی گیرن و جووناشون میفرستن تو یه وادی عدم مسئولین امر هم که قربونشون برم، یا نمی دونن و یا منافعشون جلوی اجرای دوسنته هاشون رو میگیره پس نتیجه میشه آنارشی در تربیت( همه ابعادش) میشه حرکت به سمت بی ارزشی و نهایتا فروپاشی نهاد فرهنگ جامعه ما داریم به این سمت پیش می ریم:(

حامد

سیستم آموزشی مملکت ما تو خریت این دخترک و ستمی که به خودش داره میکنه شریکه

یه دوست

میترسم از مادر شدن توی این جامعه چرا؟همش به خودم میگم ظلم نیست یه طفل معصوم رو به این دنیا بیاری با این همه .....................

کیوان کاکی

مچکرم از شما خانوم دکتر که اطلاعات من رو بیشتر کردی. یه قرص هم شناختیم

...

اونقتی که کامنت زشت آرش رو خوندم خیلی جا خوردم مو به تنم سیخ شد این بی شرمی ریشه در چه چیزی میتونست داشته باشه؟ این اتفاق باعث شد نسبت به وبلاگم دلسرد بشم احساس کردم باید تو همه دوستیام تجدید نظر کنم ببینم با کیا میگردم اینا کی اند که فکر میکنند آزادند به همه چیز فحش بدند تو کجا زندگی میکنند چرا نمیتونم اونها رو بفهمم ما که حق نداریم به دشمنمون هم فحش بدیم پس منطق اونها چیه؟ تو کتم نمیرفت که شما همونی که به دوستی مجازیش میبالیدم اجازه بده به کسی توهین بشه که به یک میلیارد و نیم انسان هویتی تازه بخشیده هویتی به نام اسلام حالا که این اتفاقات در سطح وسیع تری افتاد این کلمات تو ذهنم مرور میشه البته منم خیلی بد حرف زدم و در مقابل شما هم هیچ اهمیتی به اون اعتراض من ندادید جالبه که کامنت هنوز سرجاشه. معذرت خواهی که جای خود نمیدونم چرا این حرفها رو دوباره زدم اومده بودم بگم دلم براتون تنگ شده برای همه اون دوستان قدیمی برای اون ساعتها و اون روزها که خیلی بیخیال بودم انوقتهایی که تو لینکهاتون اول بودم...

...

فقط می خواستم باب صحبت کردن رو باتون باز کنم وگرنه مسلمه که کار شما اشتباه بوده [نیشخند] میخواستم از نو شروع کنم و به شما فکر میکردم هستید؟[خجالت]

...

توضیحات اضافه: منظورم از شروع دوباره وبلاگ نویسی بود |-:

...

چقد اخمو[قهر] در وبلاگ که راهی واسه بسته شدنش نیست منظورم یه چیز دیگه بود[افسوس]