یادداشت های دکتر کوچولو

کودکانه
نویسنده : سایه - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٥
 

همیشه از معاینه کردن بچه ها لذت می برم... از تماشای نگاه کنجکاو و وحشت زدشون به اتوسکوپ و گوشی و حتی به روپوش سفیدی که تنمه... دوست دارم که گوشی و یا ترمومتر رو دست خودشون بدم و یا دنبال جوجو, تو دهان و گوششون بگردم... و چه ساده باور می کنند این ترفندو...دوست دارم وقتی من رو خاله صدا می کنن و خودشون باصدای لرزون جواب سوالهامو میدن..

البته بعضی هاشون هم هستن که هیچ رقمه باهام کنار نمیان تا منو می بینند گریه می کنند و می کنند تا وقتی که برن و معاینه کردنشون از هر کار دشواری تو دنیا سخت تره...

ولی یه چیز هست که طب اطفال رو از بزرگسالان جدا می کنه...اینکه بچه ها هیچ وقت بهت دروغ نمی گن...  بلد نیستن ادای مریضهارو در بیارن...و وقتی درد ندارند به صورتت لبخند می زنن ,حتی اگه تو اون لحظه زیر دیالیز صفاقی باشن...