یادداشت های دکتر کوچولو

این یک عاشقانه نیست!
نویسنده : سایه - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥
 

بتی که ازتو ساخته بودم را خودت, با دستهایت شکستی....سکوت می کنم به احترام لحظه های زیبایی که در مقابلت زانو زدم....که در سکوت صدای اعتراضی است که در فریاد نیست...اگرچه تو حرمت نجواهای عاشقانه مرا نگه نداشتی.....

پ.ن:شکستن درد دارد............